ابو القاسم بن حسين رضوى قمى لاهورى / ميرزا حسين النوري الطبرسي

294

رسالة السادة في سيادة السادة ( و البدر المشعشع در احوال ذريه موسى المبرقع للطبرسى ) ( فارسى )

النَّاسَ جَمِيعاً « 1 » اين شخص بناء قتل عامّ مؤمنين به صورت استيصال بنا نهاده ، و آيه شامل حال او مىباشد . حكايت عجيبة : جماعتى بلا اغراض از ثقات و معتمدين و تجّار و سيّاحين عرب و عجم و غيرهم از اهل دانش و بينش ، متعاقب از كشمير وارد لاهور گرديده ، از بدايت إلى نهايت مآل قولشان گويا متّحد الكلمه همين بود و مىباشد كه فى الحقيقه اقصاى مقصود اين شخص در غايت دعوى مهدويت مىباشد . و اين افعال از مقدّماتش مىباشند ، چه قوم و تبعه و قبيلهء او به كثرت مىباشد ، و هيچ قريه از سى و شش پرگنات كشمير و تبّت نمىباشد مگر آن‌كه در هر قريه و محلّهء شيعه از قبيلهء او ساكنى و متولّى امور و احكام آنها از جانب او لا محاله معين مىباشد ، و به اين جهت همهء مردم عوام را به قابو آورده و مسخّر نموده . و لهذا مبلغ كثيرى و مجمع خطيرى از نقد و جنس قبض نموده ، و به هر ربيع و خريف براى او قطع نظر از زكات و اخماس و نذور ربيع و خريف و غير آن براى او معين و مقرّر نموده مىرسانند ، و هر فرمان او نافذ است ، چنان‌چه در مصرف فتنهء امام باره شهر چندبار هزارها روپيه را بر قيمت او چنده نمودند ، و اگر منع حكّام ملكى و تكذيب ولات شرعى نمىرسيد ، اين شخص دفعتا خروج و بلوى بر حكّام ملك هم مىكرد ، و عند الموقع از آن معطّل و مؤخّر نمىماند . تتمّة : در بين تأليف اين رسالهء شريفه وريقه‌اى چند متضمّن ايرادات و شبهات ركيكه بر علما و بر سيادت سادات نزد اين احقر العباد از خاص تحريرى اين شخص مغلوط الاملاء از كشمير رسيده ، هرچند بدعات و مخترعات اين شخص منشور در عالم و مشهور در آدم از تواتر و شياع گذشته بودند .

--> ( 1 ) سورهء مائده : 32 .